استرآباد

آرمانشهر یک دیکتاتور

شباهت کره شمالی فعلی با داستان 1984 جرج اورول

 

 در این کشور اینترنت و  ماهواره و ماشین شخصی و  تلفن راه دور و  دوربین فیلمبرداری و مسافرت به خارج  ممنوع است برای سفر به شهرهای داخلی  داشتن اجازه نامه الزامی است.بافت کشور کارگری است گرسنگی شایع است و وعدهای غذا دوبار در شبانه روز است کمتر تصویری از داخل کشور به  بیرون درز میکند مگر از طریق رسانه های دولتی .  ازدواج با رضایت مقامات  دولتی صورت میگیرد .

راز  سرنهادن به این قوانین برده داری و این میزان شیفتگی و وفاداری ملت در آموزش و پرورش بسته آن است .اطفال از 5 سالگی در مدارس شبانه روزی به سر میبرند و برای این گونه شدن تربیت میشوند آنها از دنیا بی خبرند و حتی فکر میکنند فقط در کشور خودشان آسمان آبی  است .............

دنیایی است...........

 

   + ; ۱٠:٠٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/٥
    پيام هاي ديگران ()

وایتکس قوطی

به یک خاطره دور و قدیمی فکر میکردم.

یک اتاق  تازه کاهگل شده در زمستان ،بوی بخاری هیمه ای سیاه رنگ در وسط اتاق و یک چوب لباسی که روی آن با یک تکه ملحفه متخال گلدوزی شده پوشانده شده ،پرنده ای با نخ های قرمز گلدوزی شده که شبیه طوطی است وگل های زرد وسبز دور آن. نگاه پرنده به سمت پنجره است که تکه ای از آسمان آبی سرمه ای باران زا را  قاب گرفته است .چوب های سقف اتاق منظم وبراق به موازات هم اند و تا روی سکو ی بیرون امتداد دارند روی سکو دوتا مرغ لاغر گل باقالی  مرددند که تا کجا اجازه دارند پیش بروند سکو حسابی تمیز و برق انداخته هست. تو حوض سیمانی حیاط چند لباس سیاه وسفید خیسانده شده .کنار حیاط گلی  باغچه کوچک و باریکی هست که بوته های کدو ی آن تا بالای انباری پرواز گرده اند.ولی روی الوارهای تلنبار شده کنار  انباری یک قوطی سفید و سربریده وایتکس  هست که خبر بدی را  بهمراه دارد اینقدر بویش بد است و     خودش زشت  هست که تمام خاطره ام را رنگ ورو رفته میکند.

   + ; ۱:٢٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٧/٢۳
    پيام هاي ديگران ()

1- عراقی

صغری معروف به عراقی (منتسب  به یکی از آبادی های تابع کاشان ) کمتر از 15 سال داشت که به ازدواج یک روحانی  کردکویی 40 ساله عیال دار  فرزند مرده درآمد .شب ازدواجش کسی در گوش عراقی گفت بهتر است غذای عروسی را نخورد گمان میرفت اقوام همسر اول غذای نو عروس را به زهر آغشته کرده باشند.

پس از ازدواج آنها همسر اول توانست فرزندانش را زنده نگه دارد. خود عراقی یک پسرداشت و در حالیکه  گمان میکرد برای بار دوم باردار است همسرش فوت کرد آن موقع زیر 20 سال بود.پسر دومش بعد از چندماه دنیا آمد.وهمنام پدر شد.

او هیچگاه تصویری از یک بانوی علیا مخدره ای  همسر حجت الاسلام یا  سوگلی بچه سال نبود .گرچه به خاطرتبار کاشی اش بسیار زیبا بود .

عراقی مجبور بود خرج خود و دو پسرش وهوو وفرزندانش را بدهد همسرش چیزی جز زمین و قرض برایشان باقی نگذاشته بود .در واقع او نان اور خانواده بود .از آشپزی برای روسهایی که شهرهای شمالی را اشغال کرده بودند تا  رتق وفتق کارهای خانه و تربیت فرزندان خود و همسرش همه را برعهده داشت.

جبر زمانه از این زن ظریف موبور چشم آبی انسانی جسور وبا خصلت های مردانه ساخت که  تاب مخالفت کسی رابر نمی تافت . و از این هیبت  پنا هی ساخت تا کسی به زنی جوان و بیوه تعرض نکند.

او زمانی مجبور شد از درختی بالا برود تا ناپسری جوانش را  که گیر کرده بود نجات دهد.ویا   پسر نوجوانش  وقتی  مخالفت او برای روحانی شدن را دید مجبور به فرار از خانه شد و به مشهد رفت  زیرا تاب مقابله با اورا نداشت .گرچه این پسر مادر  را  میستود وبرای مداوای تب مادرش اولین بارسوار ماشین شد و بی خبر روانه شهر ی دیگر شد تا برایش لیمو تهیه کند.

پسر در غربت و نداری به حصبه دچار شد .عراقی به همراه چند زن فامیل به مشهد رفت پسر را در حالی نزار و وخیم در بستر مشاهده کرد .به تیمار او پرداخت وپیشش ماند وقتی از حالش ناامید شد  به حرم امام رضا رفت وجانش را در ازای بهبود فرزند به گرو گذاشت .همان شب تب پسر پایین امد بعد از چند روز عراقی به دیارش  برگشت  .

ماهی بر نیامد که   تب به سراغش آمد .گرچه از مرگ بسیار میترسید.و همیشه میگفت ترجیح میدهد جسدش روی درخت باشد تا  زیر خاک. ولی وقت رفتن بود.
الوعده وفا.

 نه پولی بود که دکتر بالای سرش بیاورند ویا دارویی ونه ....... شاید وقت رفتن 30 سالش بود.

پسر بزرگش بعد از یک زندگی پرفراز و نشیب به کسوت روحانیت درامد و سر حلقه عشاق نجف شد.ولی تا پایان عمر داغ دار مادرش بود و لحظه لحظه خاطرات خود با مادرش را تداعی  میکرد. در چنین شبی پدرم مانند مادرش  دور از همه عزیزان  طی یک تصادف به دیار باقی شتافت .

یادشان  گرامی.

 

 

 

   + ; ۸:۳۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٤/۱٧
    پيام هاي ديگران ()

ظلم به عاشورا

وقتی امام حسین وارد جنگ شد .در زمان خودش کسانی که با وی سر جنگ داشتند  خود از مدعیان دینداری بودند و امام را بر راه حق نمی دیدند و حتی اکثر آنها با اتکا به پیشینه خود  و پدران خود  از جمله صحابه پیامبر بودن  (مثل ابن زبیر و ابن سعد)ویا هم رکاب با حضرت علی بودن (شمر )و...... خود را بسی محق می دانستند و بدون لحظه ای درنگ در مقابل امام حسین صف آرایی کردند.ویا مثل اسامه(سردار منتخب پیامبر)خود را بیطرف اعلام کردند.

با درک شرایط آن زمان مرز جدایی حق و باطل و یا استحقاق داعیه خلافت  برای عوام بسی دشوار بود و اگر در دل  ونهان گرایشی به امام حسین داشتند در ظاهر قدرت نظامی و مالی وسیاسی و سابقه فتوحات مخالفین آنان را مرعوب میکرد.

اتحاد همه این کج فهمی ها و بی مهری ها باعث شد  در مهد اسلامی که جد امام بنیان گزار آن بود وی در روز عاشورا لشکری ٧٢ نفره داشته باشدو مخالفین او لشکرهای چند صدهزاری .ولی نهایتا  تیغ برنده جهالت مردم و اسلام گرایی عوامفریبانه مدعیان، جنگ را علیه امام بر افروخت.

نوع جدیدی از این مقابله با امام حسین و فرهنگ اصیل عاشورایی ،امروزه    در عزاداریهای کاسبکارانه معنوی و مادی وبعضا مبتذل (از جنس علویه خانم صادق هدایت) با داعیه دینداری (بخوانید برداشت آزاد و منفعت طلبانه از دین) ویا در یک جهت کاملا  مخالف دسته بالا ، شیوع تمسخر های پیامکی و ایمیلی  (نوع مدرن هلهله های عمربن سعد و لشکریان وی در روز عاشورا برای ممانعت از  سخنرانی امام حسین ) و دهن کجی های ناروا به عاشورا ظهور پیدا کرده  است.

برداشت هر کس از عاشورا بستگی به قدرت  تشخیص او نسبت به  تمایز دین و قدرت  دارد.

مرحومه خاله پدرم همیشه میگفت اگر امام حسین امروز نیست ولی شمر فراوان است .

   + ; ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/٧
    پيام هاي ديگران ()

من از یادت نمی کاهم.

همچو میثم تمار که سالیان سال نخلی را بردوش میکشید وفریاد میکرد این چوبه دار من است .یادتو بر دلمان سالیانی است ریشه گرفته .چرا فکر میکردند با حذف تو یادت از یاد ها میرود ؟ از ان شب انتظار بازگشت تو دهه ها گذشت وآن سایه  های کینه نمی دانستند دارند ترا اسطوره میکنند.

این بردن غریبانه ،تو را مثل اسطوره ها  جاودانه و فراموش نشدنی کرده است.بعد یک ماه روزه داری در اسارت تطهیر  شده بودی و قربانی قربانگاه حج خود هم شده بودی !

چه  چیزی از اسطوره ها کم داری ؟ 

یاد تو پاشنه آشیل دست شسته گانی است که تصلب مسیح را خارج ازحیطه قدرت خود میدانستند.

 

   + ; ۱:٤٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٦/٦
    پيام هاي ديگران ()

.............سال بعد به روایت فالاچی

بیان زنانه و حتی احساسی اوریانا فالاچی کتابهای او را متمایز از دیگر نوشته های همعصر خود کرده او مثل خبرنگاری است که پشت صحنه تئاتری رفته و درست بعد از اجرای بازیگر  همانجا سر صحنه اورا به سوال و جواب میکشاند.(مصاحبه با قذافی و مایر و ماجرای دزدین نوار مصاحبه ها یا آن نظامی ویتنامی که به یک غیر نظامی دست بسته در خیابان  شلیک میکندو........)

 کتابهای او با اینکه ظاهرا نقل یک روایت سیاسی وبا تاریخی ادرس دار و شناسنامه دار است ولی تاریخ مصرف ندارد و خیلی راحت قابل جابجایی با اسامی این زمانه حال است.

و انگار با خواندن آنها خیلی از بازیها و جنجال های رسانه ای حقوق بشر و  زندانی سیاسی و انتقال قدرت و.....دیگر تبدیل به کلیشه شده اند.(توپ بازی پاتاگولیس در زندان و درز خبری آن به روزنامه های با شرح و تفصیل و عکس  .  کتاب یک مرد )

   + ; ٩:٤٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٥/٢۸
    پيام هاي ديگران ()

یک جای امن

در زمان های قدیم (قاجاریه به قبل)،مساجد و امام زاده ها و مکان های متبرکه علاوه بر کاربرد های مذهبی ویژگی دیگری هم داشتند  وآن  محلی  بود برای پناه بردن افراد تحت تعقیب حکومت .این افراد اصطلاحا  در آنجا بست می نشستند وتعقیب کنندگان بنا به حرمت آن مکان به آن فرد یا افراد تعرض نمی کردند وطی مدت بست نشینی معمولا عالم یا صاحب منصبی پیدا میشد و وساطت بست نشینان را نزد حاکم وقت می کرد تا شاید از گناهشان درگذرد.

یکی از معدود صاحب قدرت هایی که حرمت بست نشینی را درنوردید میرزا تقی خان امیرکبیر بود که اعتقادی به این مسئله نداشت و در زمان صدارت خودبه ماموران  حکومت دستور میداد بست نشینان را دستگیرکنند .دکتر باستانی پاریزی در یکی از نوشتهایش اذعان داشته ،شاید اگر امیر چنین نمیکرد میتوانست در یکی از روزهای تبعیدش در غربت به بست بنشیند و این گونه ناجوانمردانه به قتل نرسد...

 

   + ; ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۳/٢٩
    پيام هاي ديگران ()

سال نویی

ببر غران ،اژدهای نهان

اسم دو خواهر شاهزاده باستانی هستند در یک فیلم هنگ کنگی - آمریکایی که مدام در تعقیب وستیز و  گریزند و نمی دانم چرا هروقت میگویند امسال سال ببر هست یاد این فیلم می افتم. خدا به خیر کند.

ولی هرچه سال نو شود و هر چه بگویند تغییر و خانه تکانی دل و اندیشه هزار جور تفسیر و ایهام. ولی باز هم فسیل های انسان نمایی هستند که به جد قسم خورده  اند  همچنان  کهنه اندیش بمانند . خواه  در قالب نئو بورژووا (بخوانید اشرافزدگی زوار دررفته مدرن  )  که آفتابه شان هم مارک دار است یا از خود ممنون های قابل ترحم   که شریعتی را هم عصر عبید زاکانی  میدانند .و قطر کتابخانه شان ٣.۵ نانو میلی متر است .

ولی همه شان با کلاس اند. وسنگین ترین قطعه هنری که شنیده اند بقول دوستم آزی  سفر معین هست.

اگر دلتان نمیسوزد بهترین عیدی که امسال گرفتم محموعه  کامل گلهای رنگارنگ است

دستت درد نکند برادر تو همه اندیشه ای .

 

   

 

   + ; ٢:٢۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱/۱٩
    پيام هاي ديگران ()

تشویش اذهان به سبک اموی

کار سیاست ورزی معاویه طوری بالا گرفته بود که زمانی بعد از جنگ صفین مردی کوفی با شتر نر خود به دمشق آمد و مردی شامی در او در آمیخت که این شتر ماده از آن من است  و دعوی خود را به معاویه عرضه کرد و ۵٠ شاهد دمشقی هم شهادت دادند در نتیجه معاویه به نفع دمشقی حکم داد و شتر به او رسید .کوفی گفت : ای معاویه خدایت بصلاح رهبری کند این شتر نر بود نه ماده . معاویه قیمت شتر را به داد و و گفت به علی بگو با صدهزار نفر که شتر ماده را از نر تشخیص نمیدهند با او جنگ خواهم کرد.

در زمان او و خلفای بعدی او کار لعن  و دشنام علی و آل علی به جایی رسید که حتی ندین و نسب آنها به پیامبر هم مورد تردید و حتی فراموشی قرار گرفت.  طوریکه وفتی خبر شهادت امام علی بر سر نماز به دیگر شهرها رسید جماعتی با تعجب پرسیدند مگر علی نماز میخوانده؟ 

ماخذ:مروح الذهب و معادن الجوهر

   + ; ٩:٤٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/٢۱
    پيام هاي ديگران ()

سلام

سوالسلام به دوستان وفامیل و شاگردان و همکاران از قدیم تا جدید.اما سلام روستایی....

چند فقره کتاب های قدیمی ریاضی اینجانبه سراپا نیسان زده  از جناب پرویز شهریاری مفقود شده است و یا درست ترش به یکی دادم و یادش نیست پس بدهد(اندیشه ریاضی و خلاقیت ریاضی و...) . این چشم به راه را از نگرانی دربیاورید یک ماهی است در جستجوی انها هستم .قولش را به یکی دیگر دادم .زیادی عرضی نیست غمی هم نمیشود گفت نیست .هست!

   + ; ۱٢:٤٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٦/۳۱
    پيام هاي ديگران ()